يا جوادالائمه

برون حجره همه پایکوب و دست افشان
درون حجره یکی بود، دست و پا می زد
ایستاده بود و جوادالائمه جان می داد
ز او بپرس که زخم زبان چرا می زد ؟
...
گله از دشمنی دشمن و بیگانه نداشت
ناله از کینه و بی مهری همسر میزد
طائر باغ رضا بود ولی کنج قفس
همچو مرغی که پرش سوخته پر پر میزد
. . .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۳۴ ق.ظ توسط علي تاج الدين
|
تلاش میکنیم با توسل به امیر المومنین حضرت علی(علیهالسلام) در پی ترویج شعائر دین رسولالله قدمی برداریم.